شبکه یک - 4 اسفند 1402

انتخابات، "عقل جمعی"، "خودسازی ملی"

اساتید دانشگاه علمی، کاربردی _ ۱۴۰۲

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده خدمت خواهران و برادران عزیزم عرض سلام و ارادت می‌کنم. از اظهار لطف و فرمایشات برادر عزیزمان تشکر می‌کنم. بحث انتخابات و مجلس به عنوان مجلس تراز این سیستم و این شیوه‌ی حکمرانی مطرح است. ما به یکی دو نقطه‌ی ابهام و اشکال در باب نظام قانون‌گذاری و مجلس و بعضی شباهت‌ها و تفاوت‌های آن با سایر نظام‌های پارلمانی و انتخابات‌ها در حد فرصتی که هست اشاره و یادآوری می‌کنم. که البته خود دوستان بهتر از من می‌دانند.

اولاً این تعبیری که همین دانشگاه شما دارد یعنی علمی- کاربردی؛ آن بخش اول به عقل نظری و بخش دوم به عقل عملی مربوط است. سیستم‌های حاکمیتی گاهی فاقد عقل نظری هستند. یعنی نمی‌دانند چه می‌خواهند یا چه نمی‌خواهند. و هر کاری که می‌کنند بر اساس تقلید است حتی اگر در ظاهر انتخابات و پارلمان و دموکراسی هم دارند، بیشتر ظاهر است تا باطن. یا فلسفه‌ی آن را متوجه نیستند. داخل کشور ما هم عده‌ای حالا جدا از حسن نیت یا سوء نیت، اساساً فاقد آگاهی و اشراف به فلسفه‌ی انتخابات و فلسفه‌ی مجلس، هم مجلس شورا هم مجلس خبرگان هستند. این که قوه‌ی عاقله‌ی یک نظام حکمرانی درست کار کند. یعنی اولویت‌ها را بشناسد، مشکلات را درست طبقه‌بندی کند. راه‌حل‌ها را پیدا کند برای مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، مسائل خانواده، مسئله‌ی اشتغال و... این خودش فوق‌العاده بحث مهمی است.

اکثر نظام‌های سیاسی جهان اصلاً عقل نظری ندارند و خود ما هم در یک مواردی در عقل نظری ضعف داشتیم و داریم. سرمان را پایین انداختیم جلو می‌رویم. در یک مواردی نه، خیلی قوی کار شده است. بهترین اساس‌نامه‌ها، قانون‌های اساسی، سیاست‌های کلی، سندهای ملی نوشته شده است که نشان می‌دهد ظرفیت عقل نظری در این سیستم حکمرانی بالاست. یک جاهایی ضعیف هستیم یعنی راجع به بعضی از مشکلات کشور مثل این که بطور متمرکز و حرفه‌ای فکر نمی‌کند و انتخابات پشت انتخابات می‌آید و بعضی‌ها فکر می‌کنند خود انتخاب شدن خودش هدف است. در حالی که ، وسیله‌ای برای هدفی است و آن هدف ارتقاء حکمرانی و تأمین هر چه بیشتر حقوق مادی و معنوی مردم است و رشد و تعالی کشور است.

یک بخش دیگر که ما در این بخش دوم باز ضعف داریم، در بخش اول بهتر کار شده است. و آن عرصه‌ی عقل عملی است. یعنی این اهداف خوب با چه وسیله‌های خوبی، با چه قوانینی، با چه نوع نظارتی، با چه نوع شیوه‌های مدیریتی و اجرایی قابل تحقق است. همین تعبیری که راجع به همین دانشگاه شما علمی- کاربردی است که از یک طرف باید علمی باشد یعنی با مسائل در حوزه‌ی عقل نظری و به شیوه‌ی علمی و دقیق بعد از بررسی و دقت نظری مواجه بشود اما بالاخره باید یک پنجه کارآمد هم در کار باشد. یعنی ما قرار نیست فکر کنیم برای فکر کردن، حرف بزنیم برای حرف زدن، رأی بیاوریم برای رأی آوردن. همه‌ی این‌ها مقدمه است برای دو تا وظیفه‌ای که در قانون اساسی برای مجلس تعریف شده است. یکی قانون‌گذاری و کشور را در یک ریل و مسیر درستی در عرصه‌های مختلف قرار دادن؛ و دوم نظارت بر نهادهای عملی و اجرایی کشور که این‌ها دارند طبق قانون اساسی و طبق قوانینی که مجلس تصویب می‌کند دارند پیش می‌روند یا نه. که نکند مثلاً ده سال، بیست سال بگذرد بعد بگویند که فلان جا اصلاً خلاف فلان اصل قانون اساسی یا قوانین عادی دارد عمل می‌شود.

ما در هر دو عرصه پیشرفت‌های خوبی داشتیم. در هر دو عرصه هم هنوز ضعف‌هایی داریم، به خصوص در حوزه‌ی عقل عملی. مشکلات جدی ما هر چه هست مربوط به این است. بعضی‌ها می‌گویند ما در نظریه‌ی حکمرانی مشکل داریم. یعنی اصل تفکری که مبنای حکمرانی است و بحث نظری است. من شخصاً معتقدم ما دچار خلأ، که هیچ. دچار فقر نظری هم در این باب نیستیم. بهترین اهداف تعریف شده است. بهترین استدلال‌های مبنایی آمده است و جزء معدود کشورهایی است که این انقلاب در این عرصه حرفی برای گفتن داشته است. در حوزه‌ی همین عقل عملی، گرچه آنجا هم پیشرفت‌های بزرگی داشتیم، به خصوص در آن نهادها و آن بخش‌هایی که با انرژی و اهداف انقلابی وارد عمل شده‌اند. نه سیستم بوروکراتیک و ادارات رسمی، دیوان‌سالاری رسمی کشور. اما باز هم مشکل داریم.

شما ببینید الان سر هر انتخابات شعارهایی که نامزدها برای جلب آراء می‌دهند یا احزاب و جناح‌ها می‌دهند، حالا البته روی کاغذ تا حدودی ارتباط دارد اما در عمل بسیاری از مردم و حتی نامزدهای نمایندگی شعارهایی می‌دهند و وعده‌هایی می‌دهند که اصلاً ربطی به وظیفه‌ی یک نماینده‌ی مجلس ندارد. مثلاً وعده می‌دهد که ما اینجا راه‌آهن می‌کشیم، یا اینجا فلان کس را عزل می‌کنیم، فلان کس را می‌گذاریم و... یعنی وعده‌های انتخاباتی که هیچ مبنای قانونی ندارد. بعضی‌های آن هم اصلاً خلاف قانون است و خلاف قانون اساسی است و اصلاً نه اینجا نه هیچ جای دنیا ربطی به اختیارات مجلس و وظایف مجلس ندارد ولی خب برای رأی آوردن گفته می‌شود. مثلاً من اگر بیایم رئیس فلان اداره را عوض می‌کنم. اگر من بیایم زمین مسکن به همه‌ی شما تقسیم می‌کنم. پل هوایی می‌کشم، جاده احداث می‌کنم، اینجا فرودگاه می‌زنم، آنجا چه می‌کنم برای هواداران. فلان کار را انجام می‌دهم و برای خیلی از این وعده‌ها اصلاً هیچ نه دلیل قانونی هست نه توجیه عقلانی است. بسیاری از جاها مردم بر همین اساس‌ها رأی می‌دهند، مخصوصاً در شهرستان‌ها و مناطقی که هر چه از چیز دورتر است روی این اساس رأی می‌دهند. دعواهای قبیله‌ای، جناحی، قومیتی، فلان شهر سفلی و علیا، بالای شهر، بالای روستای فلان و بالا یا پایین. سر آب در یک منطقه، سر زمین در یک جایی، سر مسائل این‌ها یک چیزهایی گفته و شنیده می‌شود و منشأ رأی آوردن یا نیاوردن می‌شود که اصلاً این‌ها طبق قانون اساسی ربطی به مجلس ندارد. به جای آن دو تا وظیفه‌ی اصلی مجلس که یکیش قانون‌گذاری درست برای ارتقاء و رشد کشور و حل مشکلات اجتماعی است و دوم نظارت بر قوای عملی و اجرایی کشور که اصلاً این‌ها دارند طبق قانون و طبق قانون اساسی دارند عمل می‌کنند یا نه. این دو تا وظیفه‌ی اصلی مجلس است. و هر دوی این دو حوزه فوق‌العاده تخصصی و دقیق است و باید اشخاصی اصلاً نامزد بشوند و بروند مجلس که این دو تا کار را بلد باشند. یعنی برای این دو تا کار طرح و برنامه داشته باشند. این یک نقطه‌ی ضعف ماست. یعنی ما همین الان هم شما ببینید نماینده‌ها دارند در تلویزیون و رادیو و در شبکه‌های استانی دارند الان با هم مناظره می‌کنند. حالا این هم چیز خوبی است. این که در انتخابات مجلس بیایند این همه آدم مثلاً بنشینند با هم در رسانه بحث بکنند این هم کار خوبی است. در دنیا خیلی کمتر جایی است. اینجا هم تازه شروع شده است. ولی من بعضی از این مناظره‌ها را در رسانه‌ها دیدم، بعضی از آن‌ها نه، منطقی است. ولی بعضی از مناظره‌ها همین حرف‌ها را دارند به هم می‌زنند. یا یک چیزهایی که مثلاً مربوط به یک نهاد دیگری در حاکمیت، او باید پاسخگو باشد. در همین دو موردی که مثلاً مجلس شورای اسلامی باید پاسخگو باشد، گاهی می‌بینی اصلاً وارد نیستند. یا مجلس خبرگان حتی برای این که یکی از نماینده‌های، نامزدهای محترم مجلس خبرگان، یکی از علما در یکی از استان‌ها در فضای مجازی دیدم. ایشان خب باید بالاخره از مردم رأی بگیرد. در بحث انتخاباتی‌اش در تلویزیون، شبکه‌ی همان استانی‌شان، در فضای مجازی، ایشان برای این که رأی بیاورد دارد راجع به وضعیت نان در استان صحبت می‌کند که مردم چه مشکلاتی دارند. خب حالا این خیلی خوب است. ولی وظیفه مجلس خبرگان ‌نظارت بر رهبری است و این که آیا صلاحیت رهبری دارد یا صلاحیت خود را از دست داده، و اگر رهبری از دنیا رفت یا یک رهبری را دیدند دیگر صلاحیت ندارد، او را عزل کنند و یک شخص دیگری را به رهبری انتخاب کنند. خب اصلاً حوزه‌ی مسئولیت خبرگان مسئله‌ی نان و آب و برق و این‌ها نیست. این‌ها مهم است ولی کار شما نیست. ولی این بنده خدا برای این که خب مجبور است از مردم رأی بگیرد. خیلی‌ها هم نمی‌دانند فلسفه‌ی این مجلس و اهمیتش چقدر است. یعنی فکر می‌کنند مثلاً مجلس خبرگان باید آب و نان و برق و این‌ها را درست کند. و الا در ذهنشان نیست اصلاً چه فایده‌ای دارد برای چه رأی بدهیم مثلاً به خبرگان. مجلسی که در سال مثلاً دو بار تشکیل می‌شود و هیچ کار خاص مادی محسوسی هم از آن سر نمی‌زند، قرار هم نیست سر بزند ولی اهمیت آن را نمی‌دانند که این رأس سیستم مربوط به انتخاب رأس سیستم و نظارت بر رأس سیستم است. کار بسیار دقیق و مهمی است که بر عهده‌ی اینهاست و با یک انتخاب و نظارت درست یا نادرست بر رأس سیستم و رهبری، یک مجلس خبرگان می‌تواند یک کشور را ساقط کند. یک رهبری ناصالح سر کار بیاورد یا کشور را جلو ببرد یعنی فرمان از دست اوست. ولو که در مسائل جزئی نه تخصصی لازمه داشته باشد نه وظیفه‌ای دارد حتی نه اختیاراتی دارد. او می‌تواند رهبری را عزل و نصب کند و باید نظارت کند اما به عنوان نمایندگان مردم. اما این که برای انتخابات بیاید بگوید آقا مشکل نان و نانوایی در شهر ما هست و باید حل شود. ولی خب می‌گوید برای این که رأی بیاوریم باید یک چیزی بگوییم که مردم برایشان محسوس باشد!

کسانی که نامزد انتخابات مجلس می‌شوند، آنهایی که لیست انتخاباتی می‌دهند، آنهایی که خودشان را نامزد می‌کنند، این‌ها باید همه‌شان در راستای دو تا وظیفه‌ای که قانون اساسی برای آن‌ها شمرده است باید بگویند چه حرفی برای گفتن دارند. یعنی وظایف مجلس در این دو حوزه‌ی قانون‌گذاری و نظارت که خیلی مهم است و آن اختیاراتی که در قانون اساسی برای مجلس گذاشته شده، باید روشن کنند که اسم این‌هایی که به عنوان لیست جناح یا فلان حزب می‌دهید یا کسانی که خودشان، خودشان را جلو می‌اندازند و برای انتخابات مجلس شورای اسلامی نامزد می‌شوند باید بگویند که برنامه آن‌ها برای این دوتا کار چیست؟ شما وظیفه دارید معضلات اقتصادی کشور، مسئله اشتغال، رفاه، مسکن، همین‌طور برای مشکلات فرهنگی و اجتماعی و اخلاق عمومی برای همه این‌ها باید فکر کرده باشید که چه خلأ قانونی داریم و چه قوانین غلطی داریم که باید اصلاح بشود؟ چه خلأ قانونی داریم که باید قانون بگذاریم؟ چه قوانینی را باید تغییر بدهیم و چه قوانینی را باید برداریم که برای الآن نیست. فرض کنید یک قانونی را مجلس ما 40 سال پیش بعد از انقلاب یا 80 سال پیش تصویب کرده، همین‌طور پشت سر هم قانون تصویب می‌کنیم و گاهی هم توجه نداریم که این قانون با آن قانون تناقض دارد یعنی مجلس فقط ماشین قانون‌نویسی نیست یک قوه عاقله‌ای که هم عقل نظری و هم قانون‌گذاری به نحوی که آن پنجه عملی و عمل‌گرای کارآمد را در کشور فعال کند و مشکلات اجتماعی و معضلات کلان را حل بکند. طرح تو برای تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی هرچه بیشتر چیست؟ چه قوانینی را باید بگذاری که امکان رانت‌خواری و فساد به حداقل برسد؟ کجای ساختارهای مدیریت کشور مشکل دارد و سوراخ است؟ کجا بودجه عمومی دارد هدر می‌رود کجا نظام نظارت بخصوص جایی که بیت‌المال هست و گلوگاه‌های اقتصادی کشور است مشکل داریم؟ و قوانین مشکل دارد باید قانون جامع و کامل و قوانین بهتری تصویب بشود و آن سوراخ‌هایی که در قوانین هست رفو و اصلاح بشود. خب همه این‌ها فکر می‌خواهد مطالعه می‌خواهد همفکری می‌خواهد، برای این که طرح و لایه یعنی چه آن‌هایی که دولت‌ها خودشان به مجلس می‌آورند و چه آن‌هایی که مجلس به دولت پیشنهاد می‌کند هر دو مورد باید مجلس و نماینده‌های مردم اجازه بدهند و تصویب بکنند تا دولت بتواند اجرا کند. خب این لوایح و طرح‌ها را از کجا می‌آورید؟ چه کسی راجع به این‌ها فکر می‌کنید؟ واقعاً کمیسیون‌ها چقدر تخصصی هستند؟ چون هم باید قانون‌گذاری بلد باشی و هم باید تخصص‌های مختلف در مجلس باشند تو باید بدانی نظام بهداشت در کشور و نظام سلامت چه مشکلاتی دارد؟ راجع به آن‌ها فکر بکنید مشورت بکنید، اطلاعات اجتماعی و ارتباط با آن صنف خاص باید داشته باشید دائم تخصصی رصد کنید باید در آن رشته تخصص داشته باشید و بتوانید قوانین درستی در همان کار خودت وضع کنی، راجع به مسائل نظام صنعت کشور، نظام کشاورزی، یعنی باید کسانی در مجلس باشند که بفهمند کشاورزی چیست درس آن را خوانده باشند و در عمل هم بفهمند که مشکل تولیدکنندگان کشاورزی و دامداری در کشور چیست؟ کدام قوانین می‌تواند این مشکلات را برطرف کند یا نکند؟ باید این‌ها را بدانی. یک عده‌ای در حوزه نظام خانواده باید تخصص داشته باشند که چه قانونی ولو مستقیم نهاد خانواده را تضعیف یا تقویت نمی‌کند اما غیر مستقیم می‌کند. باید این را بدانی. نظام مسکن، بحث بهداشت عمومی، بحث تعلیم و تربیت، اخلاق عمومی، رسانه، یک عده‌ای باید باشند که رسانه را درست بشناسند. سینما، کاربرد فضای مجازی را بشناسند. آیا تمام این‌هایی که نامزد می‌شوند این‌طوری هستند؟ اسم این‌هایی که در لیست احزاب و جناح‌ها می‌آید همه این‌طوری است؟ مجلس شورای اسلامی آن‌طوری که در قانون اساسی آمده باید انواع تخصص‌ها توأم با تعهد و آن قسمی که می‌خورند در آن باشد یعنی تعهد و التزام عملی به قانون اساسی و مبانی اسلامی کشور و به آراء و حقوق جمهور مردم. اگر کسی را در لیست بگذارند یا کسانی خودشان را نامزد کنند که هیچ کدام از این چیزها را بلد نیستند فقط بلد هستند بیایند در مجلس پشت تریبون فقط سخنرانی کنند، یا فقط ماشین رأی هستند اصلاً خودش نمی‌داند به چه رأی داده و نمی‌توانی از آن ده‌تا سؤال کنی که این رأیی که تو دادی مثلاً نظام مالیاتی ما یک اشکالاتی دارد باید عاقلانه و عادلانه‌تر بشود، نظام گمرک ما اصلاحاتی می‌خواهد که قاچاق نشود. نظام بوروکراسی و کارمندان ما در ادارات مختلف اصلاحات می‌خواهد. من طبق چیزی که از بعضی از مسئولین شنیدم در تمام دنیا، یکی از کشورهایی که بیشترین کارمندان دولتی را دارد شاید هم بیشترین در دنیا ایران باشد! یعنی ما حدود 4- 5 میلیون کارمند داریم که همه ماها کارمند هستیم که با خانواده‌های آن‌ها بیش از 20- 25 میلیون هستند یعنی تقریباً یک‌چهارم ملت، حقوق بگیر دولت هستند و خانواده‌های کارمندی هستند من نمی‌دانم هیچ کشوری در دنیا این‌طوری هستند یا نیست؟ این‌قدر کارمند دولتی داشته باشد. علت آن هم پول مفت نفت است اگر این نبود حقوق همین‌ها را هم نمی‌شد داد. الان بیشترین بودجه‌ةای کشوری صرف دادن حقوق به کارمندان مختلف می‌شود و بیشترین بودجه کشور دارد این‌جا داده می‌شود و کارآمدی تک تک این نظام‌های اداری و اجرایی کشور که دارند چه کار می‌کنند؟ چه تعداد نیرو لازم دارد نیروهای آن چه مشخصاتی باید داشته باشند؟ چه کاری باید از این‌ها بخواهید؟ مجلس چه نظارتی بر این نهاد می‌کند؟ چطوری بفهمد این‌هایی که آن‌جا رفتند یا دارند طبق قانون عمل می‌کنند چقدر به وظیفه خود آشنا هستند یا عمل می‌کنند یا این هزینه تبلیغاتی آن را از کجا می‌آورند؟ یکی از چیزهایی که ما خلأ داریم و باید حتماً قانون شفاف و مشخص بنویسند این است که در انتخابات‌ها از یک طرف رأی مردم را می‌خواهی و در هیچ دنیا رأی مردم بدون سروصدا و تبلیغات نمی‌شود و تبلیغات هم پول اساسی می‌خواهد این پول هم چطوری تأمین می‌شود؟ یا باید خودت سرمایه‌دار باشی یا باید آدم سرمایه‌دارها یعنی بخش خصوصی باشی که تبلیغات تو را تأمین کند و بعد هم توقع دارد باید مجلس که رفتی برای او کار کنی یا باید از بیت‌المال پول بردارد. هر سه این‌ها مشکل دارد. هنوز من دقیقاً نشنیدم و ندیدم با این که بررسی هم کردم ندیدم چیزی که این مسئله را حل کند و در دنیا هم این مسئله معمولاً مشکل درست کرده و می‌کند یعنی یکی از جاهایی که منفذ و مجرای نفوذ سرمایه‌دارانا، ثروتمندان و قدرتمندان در مجلس هست همین زمان انتخابات‌هاست و از طریق بودجه تبلیغات است. در کشور خود ما هم بطور طبیعی پیش آمد مواردی که مثلاً یواشکی از پول شرکت‌های دولتی به عناوین مختلف آمدند برای تبلیغات انتخابات خرج کردند یا سرمایه‌داران و بچه سرمایه‌دارانی که در همین دوره انتخابات طرف نفوذ کرده، شما اسم چند نفرشان را شنیدید که مطرح شد و در کشور سروصدا شد و الآن در زندان هستند. طرف مثلاً می‌گوید سی سال پیش بستنی فروش بوده یک آدم معمولی بوده با موتور گازی رفت و آمد می‌کرده، بعد یک مرتبه با زد و بند و کلاهبرداری و به دو جا رشوه داده بعد از ده سال میلیاردر شده بعد آمده با 5تا نماینده و با 3تا معاون وزیر و مدیرکل در یک جایی و با چهارتا روزنامه با همدیگر ... بعد یک دفعه می‌بینید که عجب! شما دیدید که از صندوق بازنشستگان فرهنگیان با این استدلال که این دولتی نیست بخش خصوصی است به شما چه مربوط است؟ بخشی از اموال را برداشتند در عرصه سینما و هنر بردند و حدود 40- 50 تا از این سلبریتی‌ها را در حوزه ورزش، هنر و موسیقی از سال‌ها قبل، این‌ها را خریدند یعنی پول حسابی به این‌ها دادند که این‌ها بیایند به نفع فلان حزب یا فلان جناح فعالیت بکنند کار بکنند که هنوز هم بعضی از این پرونده‌ها باز است و با برخی از این‌ها برخورد هم نشد چون می‌گویند برخی از این‌ها طرفدار یا فالوور دارند! این نوع ارتباطات در بعضی از کشورهای دنیا عادی و رسمی است. مثلاً نظام سرمایه‌داری قانوناً می‌گوید که تا خود سرمایه‌دار نباشی یا به سرمایه‌دارها وصل نباشی اصلاً نمی‌توانی به حکومت بیایی. در آمریکا رسمی است. ترامپ اول که آمد گفت من آزادی عمل و استقلال دارم و بقیه رئیس جمهورها این را ندارند چون آن‌ها باید از سرمایه‌دارها باشند من خودم سرمایه‌دار هستم خود من میلیاردر هستم مستقل هستم و لازم نیست از کسی اجازه بگیرم ولی فلانی و فلانی که رقیب من هستند این‌ها آدم 5تا کمپانی هستند پول تبلیغات آن‌ها که میلیارد دلاری است آن‌ها می‌دهند و آن‌ها هم تعهد دارند در چارچوب منافع آن بخش سرمایه‌داری عمل کنند یعنی در واقع جرگه‌های سرمایه‌داری هستند منتهی ظاهرش اداهای دموکراسی درمی‌آورند. گفت من خودم سرمایه‌دار هستم میلیاردر هستم خودم خرج می‌دهم و به کسی هم تعهدی نمی‌دهم و هر کاری هم خودم تشخیص بدهم می‌کنم، خب طبیعتاً این‌ها منافع خودش هست. این‌ها مسائلی است که خود همین یک اصلاحات قانونی می‌خواهد که هزینه‌های تبلیغات‌ها چطور شفاف و قانونی بشود و اگر پول و بودجه‌ای در انتخابات مجلس هزینه می‌شود باید روشن باشد که این پول برای هرکس چقدر است و از کجا می‌آید؟ و در ازای آن چه تعهدی به چه کسی می‌دهی؟ این باید روشن بشود. همه جای دنیا در آن کشورهایی که انتخابات دارند پول کثیف و شستشوی پول به اصطلاح خاص حقوقی همه جا هست چون خیلی از کشورها هستند که یا انتخابات ندارند مثل عربستان و کشورهای خلیج فارس اصلاً چیزی به نام انتخابات ندارند یا ادای آن را درمی‌آورند یا کشورهایی که در قانون‌شان انتخابات دارند ولی در بیرون واقعاً انتخابات ندارند. مثل خود ایران زمان شاه که ما هیچ انتخابات واقعی نداشتیم همین الآن هم انتخابات خیلی از کشورها صوری و بازی است. همین پریروز در پاکستان دیدید که انتخاباتی شد

این‌ها چون دو سه تا فرد و گروه هم با هم مشکل دارند نزدیک بیست اصل در قانون اساسی راجع به وظایف مجلس است که هم باید قانون‌گذار خوبی باشند. چه کسی می‌تواند قانون‌گذار خوبی باشد؟ قوانین را طوری اصلاح کند یا وضع کند که مثلاً تولید کشور ضمانت بشود و تولید کشور از مصرفش بیشتر بشود، صادراتش از وارداتش بیشتر بشود. این‌ها تخصص می‌خواهد، این‌ها عقل جمعی قوی و مشورت می‌خواهد، این‌ها کار کارشناسی عمل‌گرایانه می‌خواهد. نه این که همین پایان‌نامه‌ها، ترجمه‌های بدون ارجاع و رفرنس، که ترجمه هستند، و حرف‌های کلیشه‌ای و کلی نه؛ مشکلات را یکی یکی باید بشناسی، رصد کنی، ببینی خلا قانونی آن کجاست. بعد باید بتوانی نظارت کنی که آیا دولت، قوای اجرایی و بیت المال در این حوزه دارد درست اجرا می‌شود یا نه؟ نظارت هم با سر و صدا نیست، باید بتوانی نظارت کنی. این قدرت نظارت، تخصص نظارت، این خیلی کار مهمی است. شما می‌دانید خیلی جاها ناظر اسمش ناظر هست، ولی واقعاً بلد نیست نظارت کند. ساختار را طوری نچیدند که به درستی نظارت‌پذیر باشد یا نتواند نظارت کند.

نظارت بعضی جاها ضمانت اجرا ندارد. بعضی جاها ناظر را خود آن شخص یا مدیری که خودش باید نظارت بشود ناظر و نظارت‌کننده را خود این سر کار می‌آورد و حقوقش را این باید بدهد. چه جوری می‌تواند بر تو نظارت کند؟ بعد مرز نظارت با دخالت چیست؟ که مجلس باید بر کل کشور نظارت کند از جمله دولت. مجلس حق سؤال و استیضاح و ورود به تمام مسائل کشور را دارد. مجلس می‌تواند تمام مسئولین، همه مسئولین کشور را احضار و استیضاح کند. می‌تواند تمام وزرا و مسئولین وزارتخانه‌ها را احضار کند و می‌تواند آن‌ها را استیضاح کنند و می‌تواند عزلشان کند حتی رئیس جمهور را. این نماینده‌های مردم می‌توانند کل وزرا، هر مسئولی را احضار کنند و استیضاح و عزل کنند.

در همه مسائل هم نماینده‌های مردم در مجلس می‌توانند دخالت کنند و اظهار نظر کنند. و هیچ کس حق ندارد، در صورتی که در چارچوب قانون اساسی و وظایفشان (ولو با انتقاد و اعتراض به هر کسی) اظهار نظر می‌کنند. کسی حق ندارد نماینده را تهدید کند یا او را بترساند یا بگوید اگر حرف بزنی تو را بیرون می‌کنیم، می‌گیریم، فلان. بله اگر خلاف قانون عمل کند می‌خواهد نماینده مجلس باشد می‌خواهد نباشد. با او حتماً برخورد قضایی و قانونی باید بشود. همه جای دنیا هم بطور رسمی می‌شود. این جوری نیست که هر که نماینده شد و به مجلس رفت بعد دیگه هر چه دلش بخواهد بگوید و بکند، این جوری نیست. ولی نماینده مردم در چارچوب وظایف خود که نظارت بر امور کشور است و حق توضیح خواستن دارد، باید بطور کامل آزاد باشد و حرفش را بزند. حتی در یک مواردی هم که می‌گوید مجلس می‌تواند جلسه‌اش را غیر علنی کند یا رأی که باید علنی باشد، می‌تواند غیر علنی کند، برای مواردی است که فشار زیاد است که اگر بخواهی علنی رأی بدهی اصلاً ممکن است تهدید بشود و او را بترسانند و آبرویش را ببرند، همه که حاضر نیستند این کارها را بکنند.

قانون همه جای دنیا می‌گوید اینجا هم می‌گوید، مواردی ممکن است باشد که خود مجلس نماینده‌های مردم اکثریت با یک شرایطی و این‌ها تشخیص بدهند که مثلاً این جلسه غیر علنی باشد یعنی اظهار نظرها و رأی‌ها علنی نشود. ولی عموماً این هم یکی از مزایایی است که من در قانون اساسی کشورهای دیگر تا حدودی که نگاه کردم نبود، ندیدم. حالا اگر دوستان دیدند بگویند. که تمام مذاکرات مجلس مستقیم از رادیو باید پخش بشود. که هر کس هر چه می‌گوید ملت باید بدانند. آن هم پخش مستقیم و بدون سانسور. این هم من جای دیگری ندیدم که بطور رسمی و رایگان و قانونی و الزامی کل حرف‌ها و تصمیمات مجلس باید شفاف و به روز و آنلاین مستقیم پخش بشود و همه مردم بشنوند که نماینده‌های ما یا نماینده‌های دیگر در این مسئله چه گفتند؟ حرف‌هایشان چیست؟ استدلال‌هایشان چیست؟ به چه چیزی رأی دادند؟ نزدیک بیست اصل در قانون اساسی هم در مورد قانون‌گذاری هم در مورد نظارت. خیلی این کارها کار مهمی است.

در تمام مسائل می‌توانند قانون بگذارند و در تمام مسائل کشور مجلس نماینده‌های ملت می‌توانند ورود کنند و نظارت کنند و سؤال کنند که شماها چه کار دارید می‌کنید؟ مثلاً فلان اداره، فلان وزیر، فلان استانداری، فلان جا، بپرسند شما دارید خلاف این اصل قانون اساسی یا خلاف این اصل فلان قانونی که ما تصویب کردیم عمل می‌کنید؟ حق دخالت و سؤال دارند و قانون‌گذاری در تمام مسائل به شرطی که در چارچوب قانون اساسی باشد از جمله ضوابط اسلامی باشد. و بعد هر جا هم اختلاف بشود در قوانین عادی که این قانون معنی اش چی بود؟ دایره اش تا کجا بود؟ این هم باز نماینده‌های مردم در مجلس آن ها باید نظر بدهند. یعنی مجلس خودش قانونی نوشته، بعد اختلاف می‌شود بین قوا که این معنی قانون چیست؟ قانون اساسی می‌گوید ملاک تفسیر نمایندگان مردم و مجلس است. مجلس قانون نوشته، خود مجلس نظر می‌دهد که منظور ما این بوده است. و دولت و بقیه نهادهای حاکمیتی باید تسلیم نظر مجلس باشند و هم می‌تواند خود ایشان مستقیم طرح بدهند، پیشنهاد و اصلاحاتی بدهند راجع به لوایح قانونی. که آقا فلان جا درآمد عمومی کم شده، تقلیل پیدا کرده یا فلان جا باید چقدر بشود؟ هزینه عمومی: اگر قانونی بنویسی که هزینه زیادی داشته باشد و معلوم نیست پول آن از کجا می‌خواهد بیاید و منبع مالی آن مشخص نباشد، این‌ها برای قانون‌گذاری یک حدودی ایجاد می‌کند. خود مجلس می‌تواند تصمیم بگیرد که این که من تصویب کردم باید دولت از فلان‌جا بودجه آن را تأمین کند. ولی باید بگوید که شعار کلی ندهد که آقا اینجا باید درست بشود آنجا باید درست بشود! بگو چه جوری باید درست بشود؟ خیلی‌ها شعارهای خوب می‌دهند ولی نه می‌گویند نه خودشان می‌دانند که چه جوری خوب این کار را باید کرد.

نظام بانکی و پولی اشکالاتی دارد، خیلی خوب. چه کسی چه جوری می‌خواهی حلش کنی؟ برای حل مشکل مسکن همه دلشان می‌خواهد مشکل مسکن سریع حل بشود. باید یک موانعی است، باید بگویی این موانع را چطوری از سر راه برمی‌داری؟ باید راه حل بدهی. دیگر مجلس جای شعار دادن نیست. مجلس جای راه حل دادن است. یعنی قانون، چه قوانینی را می‌خواهی تغییر بدهی؟ تعطیل کنی؟ چه قوانین جدیدی می‌خواهی بگذاری؟ در چه موردی؟ چرا؟ چه کمکی به حل این مسئله می‌کند ؟

بعد مجلس حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را بدون استثناء دارد یعنی هیچ خط قرمزی برای نماینده‌های مردم در مجلس در تحقیق و تفحص نیست. تمام قراردادها و موافقت‌نامه‌هایی که دولت یا هر نهادی در کشور با هر کشور خارجی می‌بندد و امضا می‌کند، باید نماینده‌های مردم در مجلس بدانند، ببینند چه اتفاقی دارد می‌افتد. چه قرارداد اقتصادی است، فرهنگی، نظامی، امنیتی، با چه کسی بستی؟ مجلس، نماینده‌های مجلس باید با اجازه نماینده‌های مردم در مجلس باشد. اگر مجلس تصویب نکند، اصلاً آن قرارداد باطل است. قانون اساسی می‌گوید هیچ قراردادی را هیچ نهاد حاکمیتی با هیچ کشوری بدون اجازه مجلس بدون اطلاع مجلس نمی‌تواند امضا کند و بگوید محرمانه است! هیچ چیز محرمانه‌ای که مجلس حق دخالت نداشته باشد یا مجلس بی‌اطلاع باشد، ندارد.

طبق قانون اساسی این مجلس هیچ وقت نباید تعطیل بشود. قانون اساسی می‌گوید حق حکومت نظامی نداری. نمی‌توانی اعلام حکومت نظامی کنی در حالی که در خیلی از کشورها قانوناً می‌شود که حکومت نظامی اعلام کنیم و مجلس در آن دوره هم خود مجلس هم انتخاباتش تعطیل بشود. در قانون اساسی ما می‌گوید نظام حق اعلام حکومت نظامی ندارد مگر باز به تصویب اکثریت نماینده‌های مردم در مجلس، آن هم حداکثر یک ماه اگر یک بحران جدی نظامی و امنیتی، یک تهدیدی، اشکالی، چیزی اتفاق بیفتد. در دوران جنگ قانون اساسی می‌گوید حتی انتخابات مجلس نباید تعطیل بشود. می‌دانید زمان آن‌هایی که سن‌شان بالاتر است یادشان است، آن‌هایی که سن‌شان کمتر است هم بدانند. زمان جنگ حتی وقتی موشک می‌زدند و ما موشکی نداشتیم که از خودمان دفاع کنیم، آن زمان فقط سوریه به ما موشک می‌داد، هیچ کس دیگر نمی‌داد. و موشک می‌خوردیم، نداشتیم که بزنیم. زیر موشک و وسط جنگ هم انتخابات‌ها برگزار می‌شد. یعنی هیچ وقت انتخابات مجلس و هیچ انتخاباتی در ایران تعطیل نشد حتی در سخت ترین شرایط جنگ.

حتی قانون اساسی می‌گوید که اگر بخشی از کشور در جنگ اشغال شد توسط دشمن مثل آن شهرها و آن چند تا استان مرزی که دست دشمن افتاده بود خب آنجا که نمی‌توانی انتخابات برگزار کنی. آنجا هم قانون اساسی می‌گوید باز مجلس اعلام کند حالا که آنجا نمی‌شود انتخابات کرد، اشغال شده، دست دشمن افتاده، برای آنجا چه باید کرد؟ باز باید مجلس، نماینده‌های مردم نظر بدهند. تمام بناها و اموال منقول و غیر منقول و اموال دولتی که دولتی یعنی ملی یعنی مردمی، یعنی مال همه ملت است و بیت المال است، بدون اجازه مجلس و تصویب مجلس قابل انتقال به هیچ کس نیست. ببینید چقدر مهم است؟ چه اختیاراتی دارد؟ قانون اساسی می‌گوید مجلس هیچ نماینده‌ای نمی‌تواند اختیار قانون‌گذاری را که از مردم گرفته به هیچ نهاد دیگری، شخص دیگری، هیئتی واگذار کند و بگوید که من رأی آوردم، حق دارم، اختیارات دارم رأی بدهم، من این حق و اختیار را می‌دهم به یکی دیگر یا به یک جای دیگر. چنین حقی نداری. تو به مردم تعهداتی داری، از مردم رأی گرفتی باید پاسخگو باشی. این مسئولیت و این اختیار و حق را به هیچ کس دیگری نمی‌توانی واگذار یا تفویض بکنی مگر به کمیسیون‌های داخل مجلس. خودتان بین خودتان می‌توانید تقسیم کار بکنید، ولی باید پاسخگو باشید. به بیرون از مجلس نمی‌توانی.

رئیس کشور، رئیس اجرایی کشور، رئیس جمهور برای وزرایش و برای هر اقدام مهمی باید از مجلس رأی اعتماد بگیرد. هیچ وزیری وزیر نمی‌شود مگر با اجازه و رأی اکثریت نماینده‌های ملت در مجلس. مجلس می‌تواند تک تک وزرا را یا کل وزرا را یک جا احضار کند و بازخواست و استیضاح کند که چه کار دارد می‌کند؟ می‌تواند رئیس جمهور را احضار کند و می‌تواند وزرا را و حتی رئیس جمهور را در شرایط خاص عزل کند. چنان که هیچ وزیری بدون اجازه مجلس، نماینده‌های مردم در مجلس وزیر نمی‌شود و نمی‌تواند وزیر بشود.

اگر مجلس احضار کند، حداکثر یک ماه رئیس جمهور وقت دارد که پاسخ سؤالات نماینده‌های مردم را تهیه کند و بیاید در مجلس و به نماینده‌های مردم جواب بدهد و اگر قانع نشدند نماینده‌ها، می‌تواند پیش برود دیگر، و عواقب قضایی، حقوقی داشته باشد برای رئیس جمهور یا وزرا و می‌تواند تا عزل پیش برود. یعنی این قدر اختیارات دارد و این قدر وظایف دارد و باید این قدر اشراف داشته باشد.

باز قانون اساسی می‌گوید که می‌خواهم این را بدانیم که وقتی رأی می‌دهیم به یک نماینده داریم به چه کسی رأی می‌دهی؟ مجلس تراز جمهوری اسلامی چه مجلسی است؟ قانون اساسی و چه وظایفی دارد این مجلس و چقدر اختیارات دارد؟ و این اختیارات را داری به چه کسی می‌سپاری؟ می‌گوید هر نماینده در برابر کل ملت مسئول است نه فقط شهر خودش، روستای خودش، منطقه خودش که به او رأی دادند. در برابر کل ملت و مشکلات ملی مسئول است. و هر نماینده مجلس در تمام مسائل کشور چه مسائل داخلی، چه خارجی، چه اقتصادی، چه فرهنگی، چه سیاسی، چه مدیریتی و اجرایی حق نظارت و حق اظهار نظر و حق اعتراض دارد. ولی در چارچوب قانون اساسی و در چارچوب وظایف خود، حق ندارد تهمت بزند. حق ندارد دروغ بگوید. حق ندارد خلاف قانون وارد حریم قوای دیگر بشود. نماینده مجلس حق دخالتی در امور اجرایی ندارد که در شهر بگوید که مردم به من رأی بدهید، من مثلاً رئیس اداره فلان را عوض می‌کنم! اصلاً چنین حقی نداری. حق دخالت در امور اجرایی نداری. مدیران محلی را نمی‌توانی عزل کنی، اصلاً جزء وظایف و اختیارات تو نیست. بله اگر می‌بینی یک مدیر فاسدی را گذاشتند و به وزیر، به دولت توضیح می‌خواهی، می‌گویی آقا این اصلاً فلان مشکل را دارد، خلاف قانون است. و این‌ها محل نمی‌گذارند، آنجا می‌توانی رئیس ایشان را، وزیر را احضار کنی و بگویی که فلان جا دارد خلاف قانون عمل می‌شود، ما نظارت کردیم، به سؤالات ما جواب نمی‌دهند.

اما باج دادن و باج‌گرفتن‌های محلی، (مانند این که بگویی) به من رأی بدهید تا حساب فلانی را برسم. به من رأی بدهید تا این بخش علیا از بخش سفلا انتقام بگیریم. به من رأی بدهید که آب را، آب این منطقه را از آن ها بگیریم، بدهیم به این‌ها، فلان جا جدول کشی کنیم، فلان جا آسفالت کنیم. این آسفالت به نماینده مجلس مربوط نیست. ولی خوب دیدید که خیلی جاها برای این که یک رأی بیاورند همین وعده‌ها و این حرف‌ها را می‌گویند. مردم هم خیلی‌ها با همین نیت بعضی‌ها رأی می‌دهند. و بعدش هم که مراجعه می‌کند به نماینده، می‌گوید تو چرا ما به تو رأی دادیم، چرا به وظیفه‌ات عمل نکردی؟ چهار سال گذشت، اینجا قرار بود آسفالت بشود، برای چه چیزی آسفالت نکردی؟ اصلاً حق نداشت به شما همچین وعده‌ای بدهد، شما هم حق نداری چنین چیزی را از نماینده‌ات بخواهی. همین دو تا وظیفه را باید بخواهی. که آقا در چه مورد چه قانونی گذاشتی؟ این قانون مشکل دارد. برای حل این مسئله خاص محلی یا ملی چه قانونی، چه پیشنهاد عملی داری که آن را اصلاح کنی؟

و نظارت بر نهادهای اجرایی و غیر اجرایی که آیا دارید در حوزه وظایف و اختیاراتی که داری عمل می‌کنی یا نه؟ نه این که آیا چیزی که من از تو می‌خواهم، مثلاً من از تو می‌خواهم باید مسئول فلان جا را، فلانی را بگذاری مسئول فلان جا. الان در بعضی شهرها این جوری است دیگر. هم او کسی که چنین درخواستی می‌کند اشتباه است، هم او کسی که به این دلیل رأی می‌دهد به این اشتباه است، هم آن کسی که از ترس این به خاطر حفظ خودش و منافع خودش فلان طرح و لایحه را می‌برد به مجلس، آن هم مشکل دارد. <binary data, 1 bytes>السلام علیکم و رحمة الله. هیچ نماینده‌ای را نمی‌شود تهدید کرد طبق قانون اساسی. به خاطر اظهار نظر و حرف‌هایش در چارچوب قانون اساسی. بله اگر دروغ می‌گوید، تهمت می‌زند، رانت‌خوری می‌کند، سوء استفاده کرده، می‌خواهد نماینده باشد می‌خواهد نباشد باید سریع هم عزلش کنند هم بگیرند ببرندش زندان. مصونیت نداری. اما در حوزه قانون‌گذاری و نظارت در چارچوب قانون اساسی، هر نماینده ولو یک نفر است ولو این فقط یک نماینده است، بقیه نماینده‌ها هم با او مخالف باشند ولی در تمام مسائل کشور حق اظهار نظر دارد. نه دستگاه قضایی حق دارد جلوی او بایستد، نه خود مدیریت مجلس حق دارد محدودش کند. نماینده حق دارد عرض کردم در چارچوب این دو تا وظیفه و اختیارات.

من فکر می‌کنم اگر بتواند یک پرسشنامه و یک نظام‌نامه‌ای برای انتخابات تصویب بشود در خود همین مجلس در مورد انتخابات. که آقا در مورد نماینده مجلس یک ساختاری تعریف کنید به لحاظ قانونی و حقوقی که هر کس نماینده می‌شود یا هر جناح و حزبی که لیست انتخاباتی می‌دهد، فهرست انتخاباتی می‌دهد، این باید بگوید چگونه می‌خواهد در چه مسائلی نظارت کند. کدام مشکلات را می‌خواهد حل کند؟ در چه حوزه‌ای می‌خواهد با قانون‌گذاری یا اصلاح قوانین، چه ساختاری را اصلاح کند و چه هدفی را تأمین کند؟ باید بگویی برنامه‌ات چیست؟ آقا من آدم خوبی ام مثلاً می‌خواهم بروم مجلس. به شرطی خوب مجلسی یعنی خوب مناسب با مجلس هستی که در باب این دو تا وظیفه‌ای که قانون اساسی می‌گوید بگویی این اصلا چه کاره‌ای هستی؟ چه می‌گویی؟ چه اصلاحاتی در حوزه نظارت و در حوزه قانون‌گذاری برای حل مشکلات کشور و ارتقاء کشور داری؟ این که وعده مسکن بدهی، وعده وام بدهی، یا این که من مجوز فلان چیز را برایتان می‌گیرم اگر به من رأی بدهید، این‌ها اصلاً خلاف قانون است. لابی درست کردن، لابی‌های سیاسی و جناحی، فشار در رسانه‌ها و در افکار عمومی، در بعضی از مسائل خاص یا در مسائل محلی و منطقه‌ای، اظهارنظرهایی که هیچ کار کارشناسی پشت آن نیست. همین طوری از خودشان یک چیزی می‌پرانند و جوابگو هم نیستند. این‌ها همه باید اصلاح بشود وگرنه نمی‌شود.

اصلاً نمی‌دانم چرا قانون اساسی را انگار نمی‌خوانند این‌هایی که نامزد مجلس می‌شوند و آن‌هایی که لیست می‌دهند که این چیست. مردم هم خیلی جاها که رأی می‌دهند خودشان اصلاً همین‌ها را نمی‌دانند. من نماینده‌ای سراغ دارم که اصلاً قانون اساسی را نخوانده است. یکی از مشکلات ما هم این است که خیلی از مسئولین از هر جناحی اصلاً قانون اساسی را نمی‌خوانند، نخواندند، نمی‌دانند وظیفه‌شان طبق قانون چیست. خودشان همین جوری می‌آیند یک چیزهایی می‌گویند و می‌بافند. اصلاً تو وظیفه‌ات چیست در قانون؟ کار مجلس در قانون اساسی چیست و محدودیت‌های آن کدام است؟ اختیارات آن کدام است؟

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha